برای عصیان که زمانی یک دختر بود.

می‌گفتند – آن وقت‌ها  – پیر می‌شوی.

می‌گویم – حالا – پیر نه، متلاشی می‌شوم.

خیلی شیک متلاشی می‌شوم. آنقدر که ذره‌ای ...


+ می خواهم با سه نقطه‌ها فرار کنم.

/ 23 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
elham*

من ميگم خيلی موافقم!

فرهاد

سه نقطه دوای درد بی درمان نسل پريشان احوال امروز است ... کجايی؟؟؟ پيدات نيست!

مرجون

رخسار جان باز شد اين وبلاگ بالاخره.نمی دونم چرا شو هنوز. ولی همش از اون روز تو کاسل و اون اسمای ژيشنهادی شروع شد.فعلا که به قالبش نمی تونم دس بزنم.حالا... http://radical_m.persianblog.ir/

مرجون

پيشنهاد بابا!

زهرا

منهدم... انهدام... ه... د... م... ما منهدم می شویم... همه ی مان... یک بنگ و دیگر هیچ...

فرهاد

ازاده جان ... شما را به یک بازی وبلاگی دعوت می کنم ... به وبلاگم سر بزن!

داستانک

يک مرگ شيک درست مثل کسی که می شناختمش! او نيز با سه نقطه ها فرار کرد با تابوت آوردنش!

گندم

پيری زودرس که نه....جوانی را زود پير کرده ايم...با سلام.

اسپايدرمرد

سه نقطه ها هم سهميه بندی شدن! جای دوری نميتونی بری..!

نیما دینگالیگا

شاعر میگه: دل بی قرار دارم من..فکر فرار دارم من...تو سرزمین خوبم،یه یادگار دارم من آخه قول و قرار دارم من..چششششم انتظار دارم من!