یاور بعضی وقتا مومن

اگه اتفاقات روزمره رو یه جایی می نوشتم:

امروز مامان رفت مسافرت ... مامان از سفربرگشت ... مامان دوباره رفت مسافرت ... مامان از سفر برگشت ... مامان سه باره رفت مسافرت ... مامان از سفر برگشت ...

مامان اِن باره رفت مسافرت ... مامان از سفر برگشت...

 

/ 9 نظر / 9 بازدید
شقايق

عجب مامان توانايی دارين

Inmates

کلا هميشه وقتی پای سفر و مسافر و مسافرت مياد وسط تازه آدم دستش ميره به قلم که بنويسه

علی

از یادداشت های روزانه ی یک آفتاب پرست / در جلد یک لاک پشت!

پویا گویا

مامان های مسافر ، باباهای مرداب گونه ، دخترکان خاطره نویس ، پسرکان عاصی و هیپی . حرف تازه تر ؟؟؟ کشک // یا حق

وهم سبز

دفتر ياد داشت من : مامان هيچ وقت نرفت مسافرت ... کاش مامان نی رفت مسافرت ... اون وقت بعدش کاش مامان بر می گشت از مسافرت .....

پژمان

عاليييييييييييييييی بود جز اين نمی توان سخنی بر زبان راند

همفری بوگارت

ببخشيد مادر شما راننده اتوبوسه

اسپايدرمرد

خدا رو شکر که اينجا نمينويسشون!! وگرنه نميدونستم چه کامنتی بايد بذارم براشون..!