خواهر داشتن چقدر خوب است ...

خواهرم از اصفهان آمده با دو دخترش. از دیشب یک خوشحالی خوبی مرا گرفته، آن‌قدر که از هیجان دیشب خواب‌م نمی‌برد. خواهرم شیرین صحبت می کند، کسی در وصف‌ش می‌گفت انگار یک چیز خوشمزه ای خورده و مزه‌اش هنوز توی دهانش است که هرچه می‌گوید خوب از کار درمی‌آید. – این را من هم به مهدی در وصف سپینود می‌گویم و چقدر شبیه‌اند به هم.- حالا بعد از نوشتن این، بلند می‌شوم، دوش می‌گیرم و بعد راه می‌افتم سمت خانه‌ی پدری، تا وقتی برسم "مینا" را در آغوش بگیرم و حسابی فشارش بدهم! بعد بنشینیم و با هم کمی احول‌پرسی کنیم، از فلان همسایه‌اش بپرسم و فلان فامیل دور و فلان خیابان و فلان فروشگاه و فلان رودخانه و فلان ... و خلاصه هی حرف بزنیم و تمام چیزهایی که این مدت خریده‌ایم را نشان هم بدهیم و بعد کر کر بخندیم و از این دست ... بعد همین‌جوری خود به خود بحث همین چندماه پیش می‌آید. به خاطر آن روزی که که جلسه‌ای رفته بود و با تک تک آدم‌های آن‌جا بحث‌ش شده بود و صدای‌ش توی تلفن گرفته بود. به خاطر آن اعتمادی که از بچه‌های‌‌ش گرفته شد، به خاطر شادی یک‌ شبه و غم هزار ساله‌ی این روزها، به خاطر نگرانی مادرانه‌ای که برای بچه‌های‌ش دارد، به خاطر تشنگی دانستن‌ش، به خاطر اندوهِ مزمن این چند وقت که یک‌هو نازل شد، به خاطر خوب مادر بودن‌ش، و به خاطر خیلی چیزهای دیگر. می‌دانم این دفعه هزارسال هم بنشینیم و حرف بزنیم تمام نمی‌شود.

 

به اضافه: "سریرا سیلویا و دیگران" بالاخره بعد از چهارسال هاگیر واگیر توی ارشاد چاپ شده. به خاطر خانه نشینی این چند روز هنوز نخریده‌ام. باید بخوانم و بعد حسابی بنویسم، فعلن بسنده به یک تبریک کوچولو تا بعد.

 

/ 11 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روزنامه

همین که آدم کسی رو داشته باشه که باش هزار سال حرف بزنه، عالیه ...

سپینود

ما مخلص شما... شما خودت شکلاتی و قند و نبات. ضمن این که به خونه‌نشینی ادامه بده خودم کت‌بسته می‌آرم خدمت‌تون.

ستاره پارسی

زيباست

ماهی سیاه کوچولو

دوست قدیمی نوشته هات با گذشته خیلی فرق کرده البته بنظر من که بعد از چند سال بهت سر زدم راست میگی دلم به حال اونایی که دختر تدارن و اونایی که خواهر ندارن یه کم می سوزه

کیدو

اصلا انقدر این یکی بود ... یکی نبود حکاکی شده در حافظه ی تاریخیمون که آدم نمی شه اینو بگه و کسی یاد غیر از خدا هیچ کس نبود و از این جور چیزیاا نیفته :دی می خواستم مثلا بگم که به هر حال یکی هست بعد دیگه نیست شاید باید می نوشتم یکی بود... یکی نیست.. یا همچین چیزی........ سلام ما را به همشیره برسانید. مشتاق دیدار...[گاوچران]

شبلی

کجااایی/؟ چقدر دور شدیم..

سمانه

[خنده]همین امروز صبح داشتم می گفتم جقدر خوبه که خواهر ندارم و اینکه هیج جوری حاضر نبودم تحملش کنم و اینا... یعنی اشتباه می کنم میگی؟؟!!!!

کوروش اسدی

خوش به حالت که خواهرت کنارته و همینطور خواهرزادهات. شاد باشین.

Wondermage Gallery

سلام دوست عزيز [گل] گالري عکس Wondermage با بيش از 1100 تصوير با کيفيت در 11 بخش مجزا شما را به ديدن اين تصاوير دعوت مي کند. اميدوارم از تصاوير خوشتان بيايد و ما را از نظراتتان محروم نکنيد. در صورت تمايل Wondermage را با نامي دلخواه که مفهوم گالري را برساند در صفحه خود لينک کرده و به ما اطلاع دهيد تا به عنوان تشکري کوچک متقابلا در دايرکتوري ما لينک شويد. به دوستانتان هم اطلاع دهيد، شايد اوقات خوبي را در گالري سپري کنند. اميدوارم موفق باشيد و از تصاوير لذت ببريد.