"با جمله جهان متن است بارت و جهان همه بینامتن است ِ ژنی نظریه‏ای انتقادی حاصل نمی‏شود. بنابراین، بهتر است به سیاق ِ ژنت با زیرمتن تعریف شده و زِبَر متنِ تعریف شده سراغ سوژه برویم. زیرمتن تابلوهای نمایشگاه نقاشی سینما، سینماست و زبرمتن آن نقاشی (این جمله بدیهی رویکرد ِ انتقادی من را از این به بعد روشن می‏کند). بنابراین، با تابلوهایی مواجهم که سوژگی‏شان زمینه‏ای بیرون از قاب تابلو دارد و برای نگاه کردن به هر کدام بایستی آن زمینه را هم احضار کنم. نتیجه؛ تابلوها بدون زیرمتن‏هاشان اثرِ کاملی نیستند یا لااقل خانوش من خوانشی انضمامی است." ...

.

نقاشی بیناها [نقدی بر نمایشگاه "نقاشی سینما" در گالری محسن] – محمد طلوعی

دوهفته نامه هنرهای تجسمی تندیس- شماره 183- 30 شهریور 1389

 

موندم چرا نقد نویسان هنری ما انقدر جالب نویس شده‏اند که آدم واسه خوندن یه پاراگراف از مطلب‏شون باید به والزاریات بیفته؟  یعنی آدم هیروگلیفِ روی پاپیروس رو راحت تر از این رمزگشایی می‏کنه.

 

/ 2 نظر / 15 بازدید
سمیرا

به به سلام ..کجاهایی؟ کامنتت رو دیدم کلی ذوق کردم دختر! الان اومدم یه ده دقیقه ای تلاش کردم این متنو بخونم بعد دیدم نمیشه انگار.اومدم پایین تر دیدم خودت نوشتی که خوندن هیروگلیف راحت تره... 100% موافقم

بانو

سخت مینویسن چون مردم فکر میکنن هر کی کلمه هاش غیر قابل درکتر باشه عاقلتر و با سوادتره .مثل خط دکترها !