۱۳۸٢/٤/٢٢
حکایت آفتاب پرستی که میخواست معلم شود!

بله؟بنده امروز مثل یه آفتاب پرست خوب و موُدب راه افتادم رفتم اداره آموزش و پرورش که بگم من میخوام معلم حق التدریس بشم!

جمعیت چنان ریخته بودن اونجا انگار که چه خبره... خلاصه بعد از هزار جور جنگولک بازی تونستم خودمو برسونم توی اداره.

بعد از اجرای کلی نمایش و خالی بندی و فضول بازی تونستم بفهمم هیچ کدوم از مناطق ۲۰ گانه آموزش و پرورش تهران به یه معلم فیزیک آفتاب پرست زن احتیلج نداره. راستشو بخواین کلی هم خوشحال شدم.آخه به دلخواه خودم که نرفته بودم،از بس مامان  جونم تشویقم کرد رفتم وخیلی هم خوشحال شدم که به من نیاز ندارن!آخه معلمی هم شد کار؟

 

+ نوشته شده در ٤:٤۸ ‎ب.ظ توسط آزاده رحيمي