۱۳۸٧/۱٢/۱٢
آفتاب پرست Feat مسعود کیمیایی

دوست دارم آدمایی رو که هر از گاهی کم می‌آرن. تکیه می‌دن به دیوار، سرشونو یه‌وری خم می‌کنن و نگاه‌شونو وِل می‌دَن تو یه نقطه‌ای که آدم نمی‌دونه کجاس.

من اما وقتی کم می‌ارم این‌جوری نیستم. یعنی دوس دارم یه‌جور دیگه باشم نه این‌جوری. دوس داشتم یه شلوار زرنگی* می‌پوشیدم، تو جیب‌م ضامنی می‌ذاشتم،راه می‌افتادم تو خیابون، هرکی آزار میرسوند رو می‌کشتم!

* شلوار زرنگی از همان ها که 6 جیب اند. سبز ارتشی یا هرچی و در قاموسِ ما زرنگ‌ِ هر محله می‌پوشد برای پاس‌داشت و حفاظت و صیانت از کیان و نوامیسِ محل.

 

+ نوشته شده در ۸:٥٢ ‎ق.ظ توسط آزاده رحيمي