۱۳۸٧/٥/۱
خاگینه

می‌شه همونی بود که مدام نشسته جلوی تلویزیون و کله‌شو پر می‌کنه از اطلاعات ریز و درشتی که چندان هم به درد نمی‌خوره. می‌شه همونی بود که رفته بود که یاد بگیره و هرچی رفته بود و دیده بود و یاد گرفته بود رو ریخته بود دور و حوصله‌ش سر رفته از همه‌ی چیزایی که دارن دایره‌وار تکرار می‌شن و پُر می‌کنن‌ش و سر ریز. می‌شه همونی بود که برگشته بود تا یاد بگیره سگ بودن و پاچه گرفتن و گربه بودن و خرخر کردن و کش و قوس اومدن و پرنده بودن و بال بال زدن و ماهی بودن و حرکت و سکوت و ... فرق زیادی با هم ندارن. می‌شه همونی بود که دفترچه برمی‌داره راه میفته این ور اون ور و راه به راه نت می نویسه و می تپونه تو کله‌ش که یه روز باید آدم بزرگی بشه. می‌شه همونی بود که می‌شوره و می‌سّابه و گرد می گیره و لابلای روزمرگی هاش یادش می‌ره بیداره و می‌خواد بیدار بمونه. می‌شه همونی بود که بطری آب به دست میدون به میدون پیاده گز می‌کنه و ملت و سواره و پیاده و بقال و چقّال به هیچ‌جاش هم نیستن بلکه برسه به اون جایی که می‌خواد. می‌شه همونی بود که تو زمستون برف زیر پاش خرچ خرچ صدا می‌کرد و دستش تو جیب یکی دیگه بود که گرم بشه و سرسری می‌خندید به خودش و روزگارش و عوالم. می‌شه همونی بود که راست راست وای‌میساد جلو هرچی خاله زنکِ فِت فِت کنه و قد راست می‌کرد و می‌شست و می‌چلوند و آویزون می‌کرد رو بند رخت و پا می‌شد می‌رفت یه وری بلکه آروم بگیره. می‌شه همونی بود که بیست و چار ساعت خودش بود و هفده اینچ عالم مجازی که توش هرچی نبود فقط یه چند کیلوبایت جا واسه حرف زدن بود که بند دلش ببره وقتی تق تق تق صدای در می‌اومد که یعنی فلانی ان شد بلکه بشه چار کلمه ببافه من باب آخ که چقد دلم پره. می‌شه خیلی چیزا بود. می‌شه پارچ آب بود که سه روز روی کابینت آشپزخونه مونده باشه و آب ته‌ش شوره بزنه و هیشکی به دادش نرسه. می‌شه دستمال کاغذی بود. می‌شه یاکریم احمقی بود که شعورش نمی‌رسه تو چراغ دیواری بالکن لونه نسازه. می‌شه آینه بغل ماشین بود که هفته‌ای یه بار یه از خدا بی‌خبر می کنه و ول می‌کنه می‌ره. می‌شه کنترل تلویزیون بود. می‌شه جیب بغل یه آدم کله‌گنده بود. می‌شه گیره‌ی کاغذ بود. با همه‌ی بوده ها می‌شه خیلی چیزا هم نبود. می‌شه هر روز به خودت بگی ولش کن حسّ‌ش نیس.

به اضافه: وقتی کسی نمی‌نویسه معنی‌ش چیز خاصی نیست. یعنی داره مث همیشه زندگی می‌کنه بی اونکه بخواد حرف گنده تر از دهن بزنه یا چیز خاصی بشه. یعنی داره واسه خودش می چرخه. همین.

+ نوشته شده در ٥:٢٧ ‎ب.ظ توسط آزاده رحيمي