۱۳۸٧/۳/٤
فراخی + صرفه‌جویی در مصرف بنزین

دوست داشتم این خونه بزرگه‌ی بغل مجتمع‌مون رو خراب می‌کردن، جاش یه مجتمع مسکونی، تجاری، اداری، تفریحی، فرهنگی، ورزشی، ... می‌ساختن. طبقه‌ی آخرش هم یه کتابخونه و یک آرشیو فیلم داشت. حالا پول کرایه‌ی فیلما و کتاباشو هم می‌دادیم. پشت بوم‌ش هم یه زمین تنیس درست می‌کردن می‌رفتیم تمرین. پشت بوم واسه اینکه نگن زمین چون روبازه مناسب استفاده‌ی خانوم ها نیست.

پ.ن: یه لیست نه چندان طولانی از دوست و آشنا توی ذهنم دارم که هر کدوم از آیتم‌هاش می‌تونستن  همسایه‌های دوست‌داشتنی من باشن.

+ نوشته شده در ٦:۱٧ ‎ب.ظ توسط آزاده رحيمي