۱۳۸۳/٢/۸
باغ وحش شیشه‌ای

 

موندم تو کف این همه حیوونی که تو وبلاگستان زندگی میکنه! خودم در راس همه شون! آفتاب پرست!!...یه نگاه کلی کردم به در و دیوار این غریبستان ودیدم وووووووووو!!! این همه حیوون از کجا پیداشون شده که ریختن تو این نا کجا آباد و دارن سر و صدا میکنن؟حالا بعضیاشون جزو نوادرهم هستن: کروکدیل پرنده!آهوی سه گوش!اژدهای آب نباتی! بجنبین، میتونیم زرافه ی کوتوله یا خروس بال مگسی و .. هم داشته باشیم! یالا دست به کار شین!…مونثاشون هم هستن(یا شاید ماده ها!) :پیشی خانوم(که بنده و ایشون طی جریاناتی در هنگام یه وقتی متوجه شدیم از لحاظ روحی روانی به شدت خفن بهم شبیهیم و از تعامل این دوموجد موجودات جدیدی به عالم وجودعرضه کردیم:آفتاپیشی و پیشتاب پرست!) خاله سوسکه ،موشموشک  که آدرسش آدمو یاد جیمز باند میندازه و ... و اما این حیوونکی که خیلی رمانتیکه: ماهی سیاه کوچولو و اسمش منو یاد کودکی و قصه های صمد بهرنگی میندازه واما بعضیا که در عین اینکه جزو عجایب الخلوق هستند تو نوشتن و ربط دادن هر چی به هر چی دیگه از نوادر روزگارن: میمون بی مغز!ایشون تو باغ وحش بلاگستان از اون حیووناس که نباید زیاد به قفسش نزدیک شد! جالب توجه اینکه از فک و فامیلای من این دور و برا زیادن: مارمول که اینم از نوادر روزگاره چون نصف دیگه ی بدنش که مبنی بر مولک بودنش باشه نیست پس ناقص الخلقه س!من فکر میکنم یه دم مارمولک کنده شده س که هنوز کامل رشد پیدا نکرده!(رشد نیافته ش اینه اگه رشد کنه چی میشه؟!) یه سری از فک و فامبلامم بودن یه وبلاگ آموزشی داشتن که هک شده: همه ی مارمولک ها اینا هم تازگیا یافت کردم: عالیجناب کرم(که اینم تفکرات عالیجنابامه ای داره!) و خرخاکی که من تا حالا خری ندیده بودم که در عین خاکی بودن وبلاگ هم بنویسه.اونم اینجوری! جل الخالق!!..تو این جماعت هیچکی به هیچکی  من همینا رو پیدا کردم.بقیه ش؟

+ نوشته شده در ٩:٠٠ ‎ق.ظ توسط آزاده رحيمي