۱۳۸۳/۱/٢۱
ای آب روشن من تو را با معيار عطش می سنجم.

گيرم كه دنيا رو كثافت برداشته! گيرم كه از اين سرش تا اون سرش كه سرك بكشي، همه ش صداي توپ و تفنگ و مسلسله!گيرم هميشه تلويريون همه ش از جنگاي داخلي و خارجي و قومي قبيله اي و نژادي و سرد و گرم خبر ميده! گيرم كه اون سر دنياييا يه ديكتاتور كليشه اي يه بار مصرف واسه اين وريا علم مي كنن و هر وقتي مدت انقضا رسيد خودشون علمشو مي خوابونن!گيرم اين سر دنيا هم دست كمي از اون سرش نداره!گيرم اينجا هم آدمه كه به آدم رحم نمي كنه!گيرم حسينقلي واسه حسنقلي كلاه مي دوزه !گيرم هر كي با هزار جور جنگولك بازي نون يكي ديگه رو از حلقومش مي كشه بيرون! گيرم آدما حوا رو بعد از اون اخراج بيرحمانه از بهشت،صادرش مي كنن! اونم كجاها!! گيرم زير محور زندگي مي كنيم ولي زراد خونه داريم بي نظير! طرح اعلا ، جنس آخر! گيرم ديگه تلويزيون محله ي برو بيا نميذاره و به جاش همه ش كارتون ديجيمون پخش ميكنه!گيرم دغدغه هامون كوچيك شدن ، خيلي كوچيك!اونقد كه با خطكش ِ:سكس،اكس،اور دوز و اوپديس بازي تو جردن!اندازه گيري ميشن!...گيرم كه هي ما پيچ زندگيو شل مي كنيم و آقاي خدا هي ميپيچونه و سفتش مي كنه! گيرم هوا الوده س!گيرم لايه اوزن يه زماني سوراخ شده!! گيرم كسي حرفامونو گوش نميده! ....گيرم منم جزو همه ي اونايم كه زندگيشون پر از ضد حاله! گيرم پامو كه از خونه ميذارم بيرون هر چي ابره توآسمون ميرسه به هم و باروني مياد مثل سيل! گيرم نميذارن من خورشيدمو دل سير نكاه كنم! گيرم يكي از اون سر دنيا هر روز برام پالس ميفرسته همه ش ضد حال!

گيرم... اصلاً به من چه! به درك! من خودم به خودم فاز مي دم! هر چي دلم بخواد علامت تعجب آخر جمله هام مي ذارم!!!!!!! بستني قيفي مو تو پياده رو ليس مي زنم و تا دلم بخواد زنگا رو مي زنم و در مي رم! من بستني قيفيمو ليس ميزنم و با خودم زمزمه مي كنم:

 

« شكوهي در جانم تنوره م كشد

گويي از پاكترين هواي كوهستان

لبالب

قدحي در كشيده ام

 

در فرصت ميان ستارها

شلنگ انداز

رقصي مي كنم _

ديوانه

به تماشاي من بيا‌!»

گيرم كه اين شعر مال شاملو اه و ربطي هم به قضيه نداره! خوب به تو چه! به من چه!  

 

 

+ نوشته شده در ٢:٢۱ ‎ب.ظ توسط آزاده رحيمي