۱۳۸٥/۸/٢٧
پر+واز

پرواز بالای ارتفاع 2274 رو دوست دارم.

از اون بالا رو سر ِ هرکی که تُف کنی، نمی‌فهمه تویی.

هیچ امکان نداره که بفهمه.

 

مسافرکشی که روی اَلک باشه، اتوبان صدر رو با سرعت نور گز کنه، مسافرهاش رو زیر پل عابر نوبنیاد گزینش کنه وُPeter Gabriel  گوش کنه، یعنی اینکه تو کنار ِ اون پیرمرد ِ مچاله راحت لم بدی، به شلوغی روز کاریت فکر نکنی، همه‌ی قرارای عصرت رو کنسل کنی، جوگیر بشی، کفتر ذهنتو وِل بدی وُ توی ذهنت هی پُست دَر‌کنی. هی پُست در‌کنی.

 

هنوز هم نفهمیدم این کَسره ی لعنتی کجای کیبورده. یعنی کدوم کلید. می خواستم بنویسم الک= alk

 

+ نوشته شده در ٦:٠٢ ‎ب.ظ توسط آزاده رحيمي