۱۳۸٥/٢/۱٢
آسياب شکنجه

هرمينه گفت:« من دختر مستعدی بودم. هدفم این بود که در سطحی والا زندگی کنم، از خویشتن انتظارات بیشتری داشته باشم و کارهای سترگ انجام دهم. می توانستم نقشی بزرگ ایفا کنم. می توانستم همسر یک پادشاه، معشوقه یک انقلابی، خواهر یک نابغه یا مادر یک شهید باشم، ولی زندگی فقط به من اجازه داد که فاحشه ی خوش ذوقی بشوم! »

 

* گرگ بیابان نوشته هرمان هسه*

 

پ.ن:  همه جای دنیا همه منتظرند تا کسی یک چیزی شود! آنقدر این "چیزی شدن" برای همه مهم است که من هنوز در توّهم این به سر می برم که هیچ وقت هیچ چیز نخواهم شد! هیچ وقت!

..................................................................................................................................

 

نطق پس از دستور: ‌اين کانتر هم که چه کارا نميکنه واسه آدم! دست اين عوامل استکبارو برام رو کرد! اينجا يه چيزايی نوشته در مورد بنده اونم به زبون خارجی. من که نفهميدم چی گفته،‌ اما محض احتياط: خودشه! عمّه شه! هفت جدّ و آبادشه!!!

+ نوشته شده در ٢:٥٧ ‎ق.ظ توسط آزاده رحيمي