۱۳۸٤/۱٠/٢۸
اوه مای گاد!

من میخوام گاو ِ مَش حسن باشم، همچی که وقتی رفتم و مُردَم، ماااااا ماااااااا های من تو حلقوم مَش حسن ام جا بمونه. میخوام یونجه ای باشم که الاغی اونو می فهمید. میخوام بادی باشم که درختِ کوچکِ من به آن عاشق بود. اَصَن میخوام بُز ِ گر باشم که یه گله رو خراب میکنه.

به هرحال هرچی که هس، نمیخوام سگِ اصحاب کهف باشم، اونم فقط روزی چند!

 

+ نوشته شده در ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ توسط آزاده رحيمي