۱۳۸٤/٩/٢٤
 

بعضی وقتا دلم ميخواد يه چندتا نارنجک ببندم به خودم و بپرم رو تموم زندگيم! کی به کيه، بوووووم! ... اسطوره که نه، ولی خوب حداقل سوژه ی خوبی واسه جوک ميشم!

پ.ن خصوصی: طنز نيست، حوصله ندارم. بارون نياد ميرم اون بالا هرچی اونجا باشه بارون ميکنم و ميريزم سرت: خدا، فرشته، شيطون،ابر، ماه، آفتاب، و ...که بفهمی زندگی خالی نيست؛ خستگی هست، آلودگی هوا هست، فقر هست، سقوط هست، سکوت هست و نيست ... و من!

+ نوشته شده در ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ توسط آزاده رحيمي