۱۳۸٩/٧/۱۱
 

"با جمله جهان متن است بارت و جهان همه بینامتن است ِ ژنی نظریه‏ای انتقادی حاصل نمی‏شود. بنابراین، بهتر است به سیاق ِ ژنت با زیرمتن تعریف شده و زِبَر متنِ تعریف شده سراغ سوژه برویم. زیرمتن تابلوهای نمایشگاه نقاشی سینما، سینماست و زبرمتن آن نقاشی (این جمله بدیهی رویکرد ِ انتقادی من را از این به بعد روشن می‏کند). بنابراین، با تابلوهایی مواجهم که سوژگی‏شان زمینه‏ای بیرون از قاب تابلو دارد و برای نگاه کردن به هر کدام بایستی آن زمینه را هم احضار کنم. نتیجه؛ تابلوها بدون زیرمتن‏هاشان اثرِ کاملی نیستند یا لااقل خانوش من خوانشی انضمامی است." ...

.

نقاشی بیناها [نقدی بر نمایشگاه "نقاشی سینما" در گالری محسن] – محمد طلوعی

دوهفته نامه هنرهای تجسمی تندیس- شماره 183- 30 شهریور 1389

 

موندم چرا نقد نویسان هنری ما انقدر جالب نویس شده‏اند که آدم واسه خوندن یه پاراگراف از مطلب‏شون باید به والزاریات بیفته؟  یعنی آدم هیروگلیفِ روی پاپیروس رو راحت تر از این رمزگشایی می‏کنه.

 

+ نوشته شده در ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ توسط آزاده رحيمي