۱۳٩۱/٢/۱٠
بداهه‌نوازی

یعنی حتی یکی بیاد بگه «آفرین چه خوب!» هم محکم بر فرق سرش بکوبم. چنان بساط اخیه‌ای به‌پا کنم که «گوره‌سن منی». همچه اخلاق مدونِ پاکیزه‌ای.

به اضافه: راضی‌ام ازم.


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ توسط آزاده رحيمي
۱۳٩۱/٢/٤
خاطرات فراموشی

گل‌های گوشتی برای دوستی موجودات قابل اطمینانی هستن. آدم با خیال راحت به‌شون تکیه می‌کنه. تکیه کردن به معنای استعاری. شما هفته‌ای یه بار به این زبون بسته آب می‌دی. ولش می‌کنی به امون خورشید. بعد می‌ری و می‌آی. یک کلمه هم باهاش اختلاط نمی‌کنی. یهو می‌بینی گل داده به این خوشگلی.

یه روز برگشتم خونه رفتم یه لیوان آب ریختم پاش. گفتم: «ای گیاه. ای گل، آیا می‌آی بریم گردش؟» گفت: «بعله آفتاب‌پرست ‌جان» بعد دستشو گرفتم از لب هره‌ی پنجره پریدیم و پرواز کردیم. کور بشم اگه دروغ بگم. ‌گل‌های گوشتی جزو بهترینا هستن.

+ نوشته شده در ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ توسط آزاده رحيمي
۱۳٩۱/۱/٢۱
 

ما همه به طرز غم‌انگیزی ایرانی هستیم.

بیشتر

 

+ نوشته شده در ٥:٥۸ ‎ب.ظ توسط آزاده رحيمي
۱۳٩۱/۱/٢۱
این دست استخون نداره / نون خورده و جون نداره

دارم توی زمان از دست رفته‌ی خودم دنبال یه چیز شاخص می‌گردم که راجع به‌ش قلم‌فرسایی کنم، نمی‌تونم.
مرکز، چیزی یافت نمی‌شه.
تمام.

+ نوشته شده در ٩:۱٤ ‎ق.ظ توسط آزاده رحيمي